پارسای نباتی من پارسای نباتی من ، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 14 روز سن داره

پارسا پسر شاتوتی من..

افطاری..

1392/5/5 16:35
204 بازدید
اشتراک گذاری

سلام قند عسلم..دیشب افطاری دعوت بودیم با مامانم اینا خونه ی مادر بزرگه من..ما بهش میگیم عزیز..خوش گذشت خوب بود دیر وقت هم برگشتیم خونه..اونجا فرنی خوردی سر سفره ی افطار قربونت برم.عزیز هم بهت آبمیوه داد و تو هم خوردی .اونجا بغل همه بودی دلشون نمیومد تو رو بزارن زمین..خخخخخخخخخخخ..منو تو زودتر رفتیم تا اگه عزیز کاری داشت انجام بدیم.ولی خودش همه کاراشو انجام داده بود.بابا ما رو زودتر گذاشت بعد برگشت شب با مامانم اینا اومد اونجا..خلاصه عشقم تو اولین ماه رمضونی که پیش مایی و ما هم نمیدونی چه قدر خوشحالیــــــــــــــــــــــــــــــــــــم نفسم..خدایا مرســـــــــــــــــــــــــــی..

xsgs008 

1

 

 

2

blog
 

3

 

4

blog
 

5

blog
 

6

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

ازاده
6 مرداد 92 0:09
سلام.چه گل پسر نازی داری.از پسر من بزرگتره. زنده باشه ان شاء الله.راستی از چند ماهگی به اقا پارسا غذای کمکی دادی؟یا ابمیوه؟
شقایق(مامان اَرشان کوچولو)
6 مرداد 92 15:42
باز امشب عشق تنها می شود / زخم سهم فرق مولا می شود آفتاب عشق گلگون می شود / سینه ی سجاده پرخون می شود پشت نخل آرزو خم می شود / داغ حسرت سهم آدم می شود جاده می ماند غریب و بی سوار / ذوالفقار عدل می گیرد غبار شهادت مولا امیر المؤمنین تسلیت باد. التماس دعا دوست گلم بووووووووووووس
شازده امیر و رها بانو
7 مرداد 92 4:48
به به چه آشی دست عزیز جون درد نکنه پارسا جونم فرنی نوش جونت خالهههه همیشه خوش باشین
مامان مرضیه
7 مرداد 92 22:38
ای جان عزیز دلم خاله مرضیه قربونت بره عزیزم ایشالله همیشه خوش باشین