پارسای نباتی من پارسای نباتی من ، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 18 روز سن داره

پارسا پسر شاتوتی من..

شیرین شکر!

  عاشقتم.. مامان فدای خنده هات..   پارسا در حال فسولیییییییییی...!!!خخخخخخخخخ   مامانی جان پرده رو ول کن..من نمیدونم شما چرا انقدر به این چیزا علاقه داری..ههههههه !!!!! میمیرم برات.. بووووووووووووووووووووووووووووووووس دوستت دارم.. لالا لالایی لالا لالایی پسرم.. دنیامی.. نفسمی.   شیطون مادر..       ...
15 مهر 1392

امروز...

  پارسای مامانش از خواب بیدار شده و میخواد منو دعوا کنه!!ههههههه ر پارسایی چند ثانیه بعد از بلند شدن از لالا!!خخخخخخخخ جوجم یه دقیقه بعد از بیدار شدن!!خخخخخ   پارسا خندیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد!!!!!!   ...
3 مهر 1392

وارد شدن به 9 ماهگی مبــــــــــــــــــــــــــارک..پسرم

سلام پسرم سلام گل قشنگم..این روزا انقدر درگیر بودم دیگه نشد که پایان 8 ماهگیت و وارد شدنت ب 9 ماهگی رو با تاخییر تبریک بگم پارسام..ببشید که این ماه نمیشد برات کیک بخرم دیگه خودت میدونی دیگه مامانی..بووووووووووووووس..برات یه دنیا خوبی و خوشبختی آرزو دارم..گل نازم.. تنها دلیل زندگیم..تولدت مبارکباد ...
3 مهر 1392

تشکر..

سلام دوستای عزیزه منو پسرم پارسا..ممنونم از تمام مامانایی که فوت پدرم رو بهم تسلیت گفتن..قسمت ما هم اینطوری بوده دیگه.. پارسای مامانی میدونم هر وقت این پست ها رو بخونی ناراحت میشی خیلی زیاد و میدونم بابا بزرگ در خاطرت هست..الان نخواد عاشق تو بود هر روز زنگ میزد و میامد دنبالمون تا ما رو ببینه مخصوصا تو رو اگه یه روز صداتو نمیشنید نگران میشد..هر روز برات آبمیوه و موز و اینا میگرفت چون میدونست خیلی دوست داری هر چی میگفتم داریم به خدا خراب میشه دلش راضی نمیشد و میخرید برات..خدا بیامرزه بابا فرهاد رو..ایشالا مامانم سایش بالا سرمون باشه گل پسرم..بووووس ببخشید که دیر اومدم چون واقعا نمیشه که بیام ..سعی خودمو میکنم پسرم..دوستت دارم ماما...
31 شهريور 1392

چه طور دلت اومد بری؟....

  ناگهان چه زود دیر میشود..چرا ما؟؟فکرشم نمیکردم توی ناباوری هستیم همگی..نمیدونستم امروزش که از خونه ی مامانم برم خونمون فردا دیگه بابامو نمیبینم..و خبر فوتش رو میشنوم..خیلی خسته ام باورم نمیشه بابام از جمع ما رفت..خیلی زود بود..خدایا چرا ما..؟؟؟؟دلمون تنگه................ ...
30 شهريور 1392