پارسای نباتی من پارسای نباتی من ، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

پارسا پسر شاتوتی من..

مهمونییییییییییییی..

سلام پسملک آبنباتی منقربونت برم وقتی دیر ب دیر سر میزنم ب وبلاگت خیلی حرفا برای گفتن دارم ک یادم میره بزنم یا برات بنویسم..منم اومدم تا برات از مهمونی ب خونه ی خاله شقایق و دوست نانازیت ارشان خوسولو بگم..ما جمعه شب رفته بودیم خونه ی دوستت و دوستم خیلی خوش گذشت بعد از چند وقت همدیگرو میدیدیم ولی شما اولین باری بود که با هم ملاقاتـــــــــــــــــــــــــ داشتین..خلاصه شام خوردیم و دسر خوردیمو خاله شقایق کلی زحمت کشیده بود عمو علی هم دوستتو نگه داشته بود تا مامانی ب کاراش برسه..بعد چند تا عکس با ارشانی انداختید که با مزه بودین و خاله تووووووو وبلاگ ارشانی گذاشته و من هم یه دونه میزارم توووووی وبت برای یادگاری..یه کم دیگه ما میخوایییم خال...
11 ارديبهشت 1392

مادر..

زن شکوفه ایست که هنگام غنچه بودن دوست داشتنیست.. موقع گل کردن عشق ورزیدنی  و در وقت پژمردن پرستیدنی است     روزت مبارک ای گل زیبای خلقت..   مادر روزت مبــــــــــــــــــــــــارک.. پارسای من سلام..امسال اولین سالی ک واقعا حس مادر بودن رو میفهمم..خوشحالم و حس خوبی ک روز مادره و ب من هم تبریک میگن ک  مادر هستم..درسته ک  فعلا زوده و نمیتونی صحبت کنی و ب من بگی مامان روزت مبارک ولی همین ک پیشمی و در کنارمی خوشحالم و برام همیشه روزه مادره..دوستت دارم گل زندگی من..     بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس ...
11 ارديبهشت 1392

عسلم..ماهم..روحم

جوجویی چند تا عکس آوردم ک هم موقعی رفتن ب جشن آترینا نوه ی خاله سوسن وهم چند تا ک همینطوری یه هویــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ازت گرفتم.. دوستت دارو امیدوارم خوشت بیِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد مامانی.. این لباس خوشل رو خاله شقایق و ارشان نازی برات هدیه دادن پارسام..مرســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بووووووووووووووووس..     راستی پارسام این سفره ی هفت سینمونه و یادم رفته بود بزارم تووو وبت.. ...
11 ارديبهشت 1392

وروجکم..

سلام پسر خوشل موشل مادر عسل مسلکم قربونت برم پارسا جونکم ک جدیدا ماشالا شیطون شدی و همش میخوای بلند شی ولی نمیتونی و سرتو بلن میکنی ک نیم خیز شی و بلند شی وقتی میبینی نمیتونی داد میزنی و بابایی کمکت میکنه تا بلندت کنه..خلاصه ما کلی میخندیم.. 2روز پیش هم مامان فرح اومده بود..مامان بابا پیمان.وتو رو دیده بود داشت برات ضعف میکرد..همش با تو بازی میکرد بغلت میکرد..شب هم ک نمیخوابیدی ب من گفت پارسا رو بده من میخوام بخوابونمش.   رو پاش خوابیدی ولی تا گذاشت تو رو   زمین ی کم بعد بیدار شدی و من خوابوندمت..دوستت دارم عــــــــــــــــــــقشم..میمیرم برات پارسام..همش دوست داری بازی کنی ب خ...
11 ارديبهشت 1392

زرد آلو..به به

  پس کی زرد آلو میاد خسته شدیم از بس منتظر شدیم!!!!!!!!!! من زرد آلو میـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــخوام زرد آلو کجــــــــــــــــــــــایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   ...
11 ارديبهشت 1392

پسر خوشتیپم.

سلام قربونت برم سلام فندقم دوستت دارم هزااااااااااااااااااااااااار تا دیروز جشن نوه ی خاله سوسن بود..خاله ی بابایی و من و تو و زن عمو و ساسان رفتیم چون تووی تالار گرفته بودن و فقط خانوما رو دعوت کرده بودن..مامان بزرگ هم اومده بود و همه اونجا داشتن تو رو میخوردن..چند تا عکس هم قبل از رفتن ب جشن گرفتم ازت و چند تا هم توو تالار.. از ساسان هم ی عکس گرفتم که اونم میزارم تا ببینی..جیگر طلا شوکولاتم انارم عروسکم ملوسکم قلب و روحم.. امروز هم خونه ی خاله شقایق دعوت هستیم ..بریم پیش دوستت ارشان کوچولوی نازدار..با هم بازی کنیدا وگرنه ما میخوریمتون تموم میشید وقت نمیکنید اونوقت..!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اینم عکس ساسان ...
30 فروردين 1392